تلگرام

اطلاعیه فروشگاه

بازدید کننده گرامی: در این فروشگاه کلیه اسناد علمی و پژوهشی از قبیل: مقاله، کتاب، تحقیق، و غیره با قیمت مناسب در اختیار شما قرار می گیرد. امیدواریم فایل هایی که در این فروشگاه عرضه می شود کمک شایانی به دانشجویان و بازدیدکنندگان در جهت به دست آوردن اطلاعات علمی صحیح و آسان در هر زمینه از مطالب مختلف کرده باشد. با عضویت در کانال تلگرام ما از زمان قرارگیری فایل های جدید در این فروشگاه به صورت 24 ساعته مطلع شوید

دانلود تحقیق هنر بازيگري

دانلود تحقیق هنر بازيگري

بازيگري چيست ؟

بارها از خود پرسيده‌ام، چگونه مي توان به اين سئوال پاسخي داد كه هم قابل قبول باشد و هم حق مطلب را ادا كرده باشد. قبول، از نقطه نظر عام عرض كردم، چون مي پندارم، تمام تئوري‌ها در بازيگري راهگشا و ضروري اند ولي هيچ گاه در توضيح خود حق مطلب را ادا نكرده‌اند .

حق مطلب يعني آن اتفاق ظريف و پيچيده اي كه در ذهن بازيگر شكل مي‌گيرد و به روان و جسم او منتقل مي‌شود. بين آن اتفاق از لحظه اول برخورد بازيگر با كاراكتر تا لحظه‌اي كه وي روي صحنه است يك فضاي خالي است و كلمات تئوريسين ها براي پر كردن اين فضاي خالي مثل وضعيت كهكشانها در فضاي لايتناهي است. يعني فضاهاي خالي و بي‌توضيح بسيار بيشتر از كلمات و توضيح‌هاي ارائه شده‌اند. البته منظور من بخش تكنيكي قضيه، مثل تسلط بر بدن و بيان و … نيست. پر واضح است كه براي بازيگري تئاتر بايد توانايي‌هاي ويژه‌اي كه جهت اين كار لازم و ضروري‌اند كسب شود و تجربيات اساتيد فن در اين راه لازم الإجرا است ولي اين فقط ابتداي ماجراست، نكته اصلي همان اتفاق دروني و تبلور كاراكتري ديگر در بازيگر است كه همواره در هاله‌اي از ابهام قرار دارد. به نظر من و خيلي‌هاي ديگر هر انساني يك نسخه منحصر به فرد است و داراي دنياي ويژه خود پس در هر كاري من جمله بازيگري، مي تواند روش ويژه و منحصر به فرد خود را داشته باشد كه البته اين امر با شناخت تئوري‌ها و مكاتب و سپس عبور كردن از اين شناخت صورت مي گيرد و اين در عمل به نحوه زندگي كردن بازيگر بستگي دارد كه چگونه مي‌انديشد و از چه پنجره‌اي به تماشاي باغ نشته است.

« بازيگر بدون در دست داشتن نظامي از ارزشهاي فردي هيچ است، حتي اگر استعدادي شگرفت را دارا باشد »

اين جمله به نظر من كتابي خواندني است. اين نظامي از ارزشهاي فردي او را منحصر به فرد و روش او را ويژه مي‌كند، حال اين تجربه است كه روش ويژه‌اي او را پر رنگ تر كرده و او را در اين راه پخته مي‌كند.

(بازي مي‌كنيم تا باشيم : )

« اين واقعيت ساده است كه همه ما، از آن كودكي كه براي دست يافتن به بستني، لب و كوچه خود را آويزان كرده است، گرفته تا آن سياستمداري كه به قصد تسخير ذهن موكلان احتماليش حنجره خود را پاره مي‌كند، براي رسيدن به آنچه مورد نظرمان است به نوعي از بازيگري استفاده مي‌كنيم. تصور اينكه بدون استفاده از بازيگري بتوانيم به زندگي خود در اين جهان ادامه دهيم بسيار دشوار است. بازيگري به عنوان يك عنصر اصلي در تسهيل روابط اجتماعي به كار مي‌رود و وسيله ايست براي حفظ منابع و به دست آوردن امتيازات در همه موارد زندگي»[2] اين گفته‌ي مارلون براندو، حكايت از حضور چيزي به نام بازيگري در همه امور زندگي مي‌كند. و براي همه‌ي افراد، صادق مي باشد .


علت انتخاب نقش :

به گمان اين حقير كسي نقش را انتخاب نمي كند بلكه اين نقش است كه در مقام فاعل ظاهر مي‌شود  زيرا از خود روح دارد و زنده است، از اينرو منقوش خود را يافته و با او در مي‌آميزد. اگر تئاتر زندگي است شايد بتوان نتيجه گرفت كه اين فرضيه درست است زيرا در زندگي اين نقش‌ها هستند كه به سراغ ما ميآيند، يعني شرايط نقش‌هاي مختلفي را براي انسانها در نظر مي‌گيرد، حتي مواردي كه سخت بر اين باوريم كه انتخابگريم، معلوم نيست تحت تأثير كدام بازي پنداريم .

اما اين نمايشنامه و انجام وظيفه اين جانب در شكل گيري اين نمايش از اين قرار بود كه بنده در نمايشي به نام «گاهي اوقات براي زنده ماندن بايد مرد » به نويسندگي و كارگرداني جناب آقاي نصرالله قادري حضور داشتم و اين متن در خلال تمرين‌هاي آن نمايش نگاشته شد و به گفته خود استاد بر اساس قابليتهاي شاگرد نوشته شد. حالا چند درصد از ذهنيات نويسنده بر صحنه متبلور شده، سئوالي است كه بايد از كارگردان پرسيد !!

در هر حال، حداقل در اين مورد به خصوص بدون در نظر گرفتن فرضيه، فاعل بودن نقش شرايط اين نقش را براي من در نظر گرفت.

جذابيتهاي موجود در نقش :

اولين عامل جذاب براي من راجع به اين نمايشنامه، بسيار دوربودن من، به طور كلي از اين نوع كار بود، كه به نوعي مرا به تكاپو وا مي‌داشت تا در عمل آنچه نمي دانم را بياموزم. نثر مسجع و شاعرانه و در عين حال دشوار نمايشنامه در شيوه روايت براي روايت و كاراكترهاي متعدد و همين كه براي اولين بار چنين شيوه‌اي را تجربه مي‌كردم، عواملي بود كه سختي توانفرساي روح بخش كار را بيشتر مي‌كرد و در واقع مرا به عنوان بازيگر با چالش‌هاي بيشتري روبه رو مي كرد و مرا وا مي‌داشت تا در دنياي جديدي قدم بگذارم و چه جذابيتي بيش از اين مي‌تواند براي يك بازيگر وجود داشته باشد ؟

 

فصل اول


       1ـ1‌ شناخت نويسنده

آقاي نصر الله قادري فازغ التحصيل سينما در مقطع كارشناسي و تئاتر در مقطع كارشناسي ارشد ( هر دو با گرايش كارگرداني ) مي باشد. او عضو هيأت علمي دانشگاه هنر مي باشد. از آثار وي مي توان به اين كتابها اشاره كرد .

زندگي در تئاتر – زن، مذهب، نسل آينده در آثار برگمن – آناتومي ساختار درام، وقت پيچاپيچ محرمانه – كلي براي هيوا – افسانه ليليث – به من دروغ بگو – زخمه بر زخم – مثل هميشه – هرا – غم عشق – مؤخره به سوي دمشق – زخم كهنه قبيله من – اسفنكس – فريادها و نجواهاي دختر ترسا‌حكايت باور نكردني بردار شدن سنساره – قابيل – افسانه پدر – حديث آصف زهر خورده  از بهر آنكه راست كردار بود – آه مريم مقدس – گاهي اوقات براي زنده ماندن بايد مرد و «هنگامه‌اي كه آسمان شكافت» و … 

 وي همچنين صدها مقاله، نقد، تحقيق و پژوهش در مجلات و نشريه هاي سينمايي، ادبي و تئاتر به رشته تحرير درآورده است وي در زمينه كارگرداني فيلم و بازيگري تئاتر نيز تجربياتي داشته و كارگردان مطرح صاحب سبك تئاتر مي باشد.

از شاخه‌هاي كارهاي ايشان مي‌توان به گره زدن مذاهب گوناگون در صحنه به گونه‌اي كه انگار همه از حقيقتي واحد سخن مي‌گويند، اشاره كرد و اينكه اين حقيقت مطلق پس كي سكوت سنگين خود را خواهد شكست ؟

پيروزان « اين چه حكايت است ؟ پس چرا  خدا كاري نمي كند؟ » 

او آثارش را با اين جمله آغاز مي كند : « به نام خداوند قلم، زيبايي، عشق » او به نوعي قلم، زيبايي و عشق را سه ركن اساسي زندگي مي داند. نگاه او به عشق با فراقي معترض متجلي مي‌شود . فراقي پر سوز و گداز و جانكاه اما خشمگين و عاصي و اين عصيان توسط كاراكتر اصلي كه تقريباً هميشه زن است، بروز پيدا مي‌كند .

زن در آثار و تفكر وي مظهر تقدس، زيبايي، عشق و در عين حال اعتراض است. اعتراض به ظلمي كه مردان يا جامعه در حق او روا داشته‌اند. در آرمان شهر او ابر زن در اوج اقتدار، مقدس، زيبا و مهربان است و حيات مردان به او بستگي دارد ولي اين ابر زن در زمين مورد ستم واقع گشته و اسير مرداني گشته كه خود پرورده است. اگر زن نماد باروري و زايش باشد و زن زمين باشد، بايد مردان نماد جامعه بشري باشند كه نمي دانند با مادر خود زمين چه كنند ؟ شايد، كسي چه مي‌داند ؟

او در عين حال با اسطوره و فلسفه سروكار دارد و آنها را همواره از منظر اجتماعي و سياسي مطرح مي كند و معتقد به همگام بودن با نبض جامعه است . او در صحنه عناصر متضاد را به شيوه‌اي خاص، به وحدت مي رساند، اين وحدت گاه در كلام و گاه در حركت و گاهي همزمان براي اين عناصر ايجاد مي‌شود و مركز همه اين اتحادها، زن و عامل تفرقه، تعدي به زن عنوان مي‌شود .

در نمايش «هنگامه‌اي كه آسمان شكافت» فقط يك راوي حضور دارد كه تصادفاً مرد است ولي فقط يك بار روي صحنه به سجده مي‌افتد و آن، هنگامي است كه مادر وارد مي‌شود.

پيروزان ( در حال سجده ) : سلام اي بانوي بزرگوار، عذر تقصيرم بپذير، من نمي شناختمت

از ديگر شاخصه‌هاي كارهاي او به خصوص در اين نمايشنامه « تاختن دوست و دشمن » بر كاراكتر اصلي است و اينكه همه به نوعي در پي نابودي و محو اساطير  در تكاپوي غم انگيز و مصيبت وار دست و پا مي‌زنند .

1-2 بستر‌هاي نمايشنامه

رخدادگاه نمايشنامه كويري لخت و تشنه است كه يك راوي به نام پيروزان واقعه عاشورا را از منظري ديگر روايت مي كند كه چگونه در پي حملة اعراب به ايران، او درگير و دار جنگ اسير مي‌شودو كينه حسين بن علي (ع) با ازدواج امام حسين (ع) با شهربانو، در دل وي جوانه مي زند و رشد مي‌كند. او سالها با اين كينه زنده مي‌ماند تا بلكه روزي بتواند انتقام دلش را بستاند و با كشتن امام حسين ( ع ) به معشوق خود يعني شهربانو برسد - او هنگامي به امام حسين مي رسد كه او در محشر كربلاست و طي ديدن و روايت ماجرا از منظر خود اساساً دچار شكي عظيم مي‌شودو در نهايت دچار استحاله مي‌شودو قرباني حسين (ع) مي شود. پيروزان به گونه اي نماينده روح ملي ايران نيز هست و يكي از وجوه اوست كه بازي مي‌شود. كف صحنه به دو قسمت سبز و قرمز تقسيم شده و خط سفيد وسط كه خط ترديد پيروزان نيز هست، مجموعاً پرچم ايران را تشكيل مي دهند كه اوليا در قسمت سبز و اشقيا در قسمت قرمز روايت مي شوند. نمايشنامه به لحاظ تاريخي، داستان شهادت اسطوره‌اي را براي ما مي‌گويد  كه يك ما به ازاي ايراني براي او داريم. ما به ازاي حسين بن علي (ع) براي ما سياوش است. آنها دو مظلومند كه در پي ساختن آرامانشهر قرباني مي شوند و هرگز براي جنگ پيش قدم نيستند، آنها دفاع مي كنند.

به لحاظ تاريخي قدمت واقعه‌اي را كه ما روايت مي‌كنيم به تاريخ اسلام بر مي‌گردد و به واقعه‌ي عاشورا اما پيوند زدن اين واقعه تاريخي گذشته با وقايع امروز جامعه كه يك انسان چگونه در محاصره‌ي دشمنانش تنها مي ماند و چگونه به او  نگاه مي‌شود، نگاه سياسي، اجتماعي، نويسنده است به مسائل روز با توجه به داستان تاريخي كه روايت مي‌شود. در مبحث شناخت نويسنده عنوان شد كه او تمام دغدغه‌ها و علائقش را در باب اسطوره‌ي فلسفه، مذهب و … با بينش اجتماعي، سياسي روز خود تلفيق مي‌كند به گونه اي كه به هيچ وجه قابل تفكيك نيستند. پيروزان در عين حال كه پيروزان است و اسپهبد يزدگرد، در عين حال ايران امروز است و در عين حال روح كلي تاريخي ايران و در ضمن راوي ( بازيگر ) نيز هست.

يعني يك ناظر كلي بر ماجرا:

اين عناصر در ساختار روايي نمايشنامه در هم تنيده و غير قابل تفكيكند. با توجه به اينكه فرهنگ ما يك فرهنگ شيعي، ايراني است و اين هر دو درهم تنيده‌اند و اين فرهنگ، از لحاظ اجتماعي با رسمي شدن مذهب شيعه در دوره صفويه متولد شد و تا به امروز رشد كرده و تحولات تدريجي خود را داشته است.

اينكه چرا ايرانيان در برابر خلفا از افراد خاندان پيغمبرحمايت كردند و خود را شيعه ناميدند و از فرقه‌هاي معتقد به دستگاه خلافت، خصوصاً سني ها جدا شدند، علل اجتماعي گوناگوني دارد. شايد ايرانيان  نزديكي به آل پيغمبر را از آن جهت حس مي‌كردند كه سلمان، انيس پيغمبر يك ايراني بوده است يا كه چون پيغمبر بنابر حديثي از انوشيروان شاه ساساني به احترام ياد كرده يا آنكه مي گويند حضرت علي با فروش برده وار دختران اسير يزدگرد سوم آخرين شاه ساساني مخالفت كرد. كمااينكه در نمايشنامه نيز هست :

خليفه : اين زن و همراهانش را به ساير اسيران به فروش رسانيد .

ايليا : نه اين كار نشايد، چرا كه پيامبر اسلام فرمود با بزرگان و عزيزان هر قوم رفتار نيك داشته باشيم.

 يا اينكه شهربانو، همسر امام حسين يك ايراني و دختر يزدگرد سوم است كه اين مهمترين عامل پيوند اسلام و ايران در نزد ايرانيان به لحاظ تاريخي، اجتماعي محسوب مي‌شود.

1-3 تحليل كلي نمايشنامه

سبك ويژه‌ي هر هنرمند در مقايسه آثاري كه متعلق به مكتب خاصي در هنر است و بوسيله هنرمندان آن مكتب بوجود آمده‌اند شناخته مي‌شود. مكتبهاي هنري اغلب متعلق به دوره هاي معيني هستند. به اين معني كه در هر دوره اي مكتب خاصي شكل گرفته رواج يافته و عده اي از هنرمندان آن دوره آثار خود را در قالب آن مكتب خلق كرده‌اند. بنابراين براي شناخت سبك ويژه‌ي هر هنرمند، ابتدا بايد مكتب هنري غالب زمان او را شناخت و دريافت كه آيا وي نيز تحت تأثير آن مكتب بوده است  يا خير، آنگاه به شناخت آنچه كه سبك ويژه‌اي او را شكل داده است، رسيد.

سبك، بياني فردي در ارتباط با زمان حال است، به عبارت ديگر هنرمند امروز، با انتخاب سبك ويژه‌ي خود تلاش دارد تا با مخاطب زمان خويش ارتباط برقرار كند .

ساختمان هر نمايشنامه بر مبناي شش عنصر اصلي بنا شده اند :

1- شرايط محيطي خاص        2- گفتگوها          3- كشمكش و رويداد دراماتيك       4ـ اشخاص بازي       5ـ فكر اصلي         6ـ ضرباهنگ يا ريتم

هر نمايشنامه مانند يك ساختمان، داراي اسكلت فلزي و تعدادي ستونهاي اصلي و به اصطلاح يك « زير ساخت » است كه قسمتهاي خارجي و به اصطلاح «روبنا » بر آن سوار شده است. شرايط محيطي خاص به مثابه اسكلت فلزي و ستونهاي اصلي يا زير ساخت نمايشنامه و گفتگوها به مثابه روبناي آن است .هسته مركزي نمايشنامه را رويداد دراماتيك و اشخاص بازي تشكيل مي دهند و بالاخره اينكه هسته مركزي در درون اين ساختمان كه زير ساخت و روبناي مشخص دارد، شكل گرفته ورشد مي كند، در اين تعبير، تفاوت نمايشنامه  «هنگامه اي كه آسمان شكافت» از منظر مكتب در شيوة نمايش‌هاي ايراني تراژيك رقم خورده و بر اساس شكل« روايت براي روايت » نوشته شده است. روايت براي روايت يعني يك روايتي وجود دارد كه مردم آنرا مي‌شناسند و حالا نويسنده آن روايت شناخته شده را به گونه‌اي ديگر و از منظر خود روايت مي كند. اين نمايشنامه عناصري از معركه گيري ، تعزيه و نقالي را توأمان دارد اما نقش به گونه‌اي پرداخت شده كه كاراكتر، منحني سينوسي تحول ارسطويي را مي‌كند.، يعني انجام تراژدي يوناني در روايت براي روايت ايراني .

انديشه يا ايده اساسي نويسنده « عدالت » است. او در پي پيدايي عدالت در جامعه است كه چگونه يك اسطوره خود را قرباني مي كند براي اينكه عدالت تحقق پيدا كند .

اشخاص نمايشنامه كه همگي توسط يك راوي روايت مي شوند :

پيروزان كه راوي روايت است و در واقع ماجراها و وقايع توسط او نقل مي شود، كه خود داراي سه وجه بازي است :

1- بازيگر نقش پيروزان ( تكنيك تعزيه)  2ـ خود پيروزان كه كاراكتر اصلي است و دچار تحول مي‌شود3ـ روح ملي ايران   

علاوه بر اين سه ساحت، او كاراكترهاي ديگري را نيز بازي مي‌كند كه عبارتند از:

1- شبير ]( حسين بن علي (ع) [   2ـ ايليا ]( علي بن ابي طالب (ع)[    3- ستاره شناس در بار يزدگرد    4ـ يزدگرد سوم      5ـ شيرين ( همسر يزدگرد) 6ـ‌شمر       7ـ سنان    

 8ـ تازيان در كوچه هاي مدينه      9ـ كاروانسالار اسرا       10- شهربانو        11- خليفه مسلمين        12- صداي جمعيت هنگام انتخاب شبير توسط شهربانو         13ـ پيغمبر اسلام        14ـ معاويه          15ـ شاعر عرب   16ـ فاطمه زهرا (س)

كه البته اين كاراكتر حضرت زهرا (س) بازي نمي شود، بلكه معرفي شده و حضورش با ارتباط شبير و پيروزان با او در صحنه حس مي‌شودنمايشنامه‌ تقريباً تمام ويژگي‌هاي تعزيه را دارد مثل داشتن زمينه‌هاي نمادي و رمزي و …

 در واقع يكي از كوششهايي كه صورت گرفته ماندن تعزيه در جامعه متحول امروز است به گونه اي كه بر روح و احساس تماشاگران تأثير بگذارد و هم وجه تعقل او را برانگيزد. در واقع در اين نمايش، تعزيه از لحاظ معنايي و صوري تغيير پيدا كرده و با نظام اجتماعي، فرهنگي اين جامعه و با ويژگي‌هاي مردم امروز هماهنگ شده است. نمايش از آن جهت نقالي است كه نقالي عبارتست از : نقل يك واقعه يا قصه به شعر با حركات و حالات و بيان مناسب در برابر جمع، موضوع نقالي داستانها و قهرمانان بزرگ شده‌ي فوق طبيعي هستند، قصه واقع بيني صرف را ندارد و با خطابه متفاوت است و به وسيله حكايت جذاب، لطف بيان، تسلط روحي بر جمع و حركات و حالات القا كننده و نمايشي نقال، به آن حد كه بيننده او را هر دم به جاي يكي از قهرمانان داستان ببيند و به عبارت ديگر بتواند به تنهايي بازيگر همه اشخاص بازي باشد.

1-4- فضا و عناصر دراماتيك نمايشنامه :

فضاي نمايشنامه يك فضاي تراژيك است و اين فضاي خاص، فضاي تيره و تار است كه از ساختار نمايشنامه تبعيت مي كند. پس بايد نزديك باشد به شيوه اي كه ما مي شناسيم يعني شيوه « اپيك » در حاليكه نمايشنامه اساساً از ساختار اپيك پيروي نمي كند بلكه از سنت قصه گويي هزارتوي هزار و يك شبي ايران استفاده مي كند و اين پايبند نبودن به قواعد كلاسيك در اين كار براي من بسيار جذاب بود و اينكه چگونه يك سبك اجرايي داراي امضا مي‌شود.

« چيزهايي حالا اتفاق مي افتد كه هرگز در تاريخ سياره رخ نداده و لازم است ما به شيوه‌هايي تازه درباره آنها صحبت كنيم. در عين حال اين تفكر كه ما فقط اينجاييم اشتباه است. ما وارث تمام جهانيم. نشنيدن صداي پيشينيانمان نوعي كري است كه بي فايده است و من فكر مي كنم واقعاً مهم است كه ما به طور مداوم زندگي خودمان را با بزرگترين خردي كه وارث آن هستيم محك بزنيم. خرد كساني كه مي كوشند تا به ما چيزي بگويند. كه قبل از ما اينجا بوده‌اند و قبل از آنكه ما بياييم آنرا آزموده‌اند.»[3]  

تمامي تكنيك در كلامي نهفته است كه در ديالوگ نمايشنامه است كه اين ديالوگ بر اساس ريتم، هارموني و تمپو نوشته شده و معناي تك تك كلمات مورد نظر نويسنده نيست. بلكه چگونگي قرار گيري كلمات در كنار هم و انتقال يك حس واحد به بازيگر و انتقال اين حس به مخاطب مورد نظر هست و البته قصد برانگيختن تفكر تماشاگر را نيز دارد و اين هر دو شانه به شانه يكديگر حركت مي‌كنند.   

در گفتگوي فيلسوف و بازيگر، فيلسوف مي گويد :

« منظور از تفكر چيست ؟ آيا همان چيزي است كه در برابر احساس قرار دارد يعني كوشش متن براي حفظ آرامش و اعتدال ؟ بايد خودمان را از شر اين انگاره كه براي درك هنر بايد آرامش و هوشياري را ترك كرد و به شيفتگي نزديك شد. رها سازيم. مي دانيم كه اين كشمكش ميان دو قطب هوشياري و شيفتگي در هر ادراك هنري وجود دارد. هر نوع كوشش براي ارزيابي بدون احساس صحنه ها و آدمها غير ضروري است. تمام نگراني ها و انتظارها و علاقه هايي كه در زندگي واقعي ما وجود دارد بايد اينجا نيز مطرح شود. تماشاگر بايد انسانهايي را ببيند كه مانند ماده خام متغيري هنوز شكل نگرفته و مقيد نشده مي توانند در او ايجاد حيرت كنند. تنها در برخورد با چنين آدمهايي است كه او تفكر واقعي را تجربه خواهد كرد. يعني تفكري كه ناشي از توجه او به خودش است.»[4]


 

 

 

فایل ورد 72 ص


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 6,500 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
fileaa_2018257_9725.zip365.3k





دسته بندی محصولات فروشگاه

آخرین محصولات فروشگاه

محبوبترین محصولات

filesell filesell