تلگرام

اطلاعیه فروشگاه

بازدید کننده گرامی: در این فروشگاه کلیه اسناد علمی و پژوهشی از قبیل: مقاله، کتاب، تحقیق، و غیره با قیمت مناسب در اختیار شما قرار می گیرد. امیدواریم فایل هایی که در این فروشگاه عرضه می شود کمک شایانی به دانشجویان و بازدیدکنندگان در جهت به دست آوردن اطلاعات علمی صحیح و آسان در هر زمینه از مطالب مختلف کرده باشد. با عضویت در کانال تلگرام ما از زمان قرارگیری فایل های جدید در این فروشگاه به صورت 24 ساعته مطلع شوید

دانلود تحقیق معماري نمادين

دانلود تحقیق معماري نمادين

نماد :

نماد ( كه مظهر سمبل تير ناميده مي شود ) نشانه اي است كه نشانگر يك انديشه ، شيء يا مفهوم ، چگونگي و جز اينها مي تواند باشد نماد مي تواند يك شيء مادي باشد كه شكلش به طور طبيعي يا بر پاية قرارداد يا چيزي كه به آن اشاره مي كند پيوند داشته باشد . براي نمونه فروهر نماد مزدا پرستي است . نماد در اصطلاح روانشناسي تحليلينوعي شبيه ساخته ليبيدو است صورتي ذهني كه هم مي تواند ليبيدو  را به همان اندازة‌قبلي سازد و هم اينكه آن را در قالب متفاوت از صورت اوليه خود به جريان اندازد . اما شكل گير ي، نمادها يك روند آگاهانه نيست بلكه برعكس از راه مكاشفه و يا مشهود از دل  ناخودآگاه توليد و بيرون داده مي شود . اغلب اوقات نمادها به طور مستقيم از رويا نتيجه مي شوند يا از آنها تأثير مي پذيرد كه اين گونه نمادها پر از انرژي رواني وداراي نفوذي ؟؟ و مقاومت ناپذير هستند .

معماري نمادين :

 معماري نمادين ، معماري گسترده اي است كه ما مسجد را به عنوان شاخصي در اين نوع معماري مورد بحث و بررسي قرار مي دهيم :

مساجد اسلامي در سرزمين ايران، مثل همة ممالك اسلامي ، جلوه اي از زيبايي هاي بصري و نمونة‌بارزي از تلفيق و ارتباط فرم هاي نمادين با باورهاي عميق اعتقادي است . اشكال الگويي وارتباطات سمبوليك در تمامي جوانب و نماهايشان بوضوح ديده ميشود. « اساساً هنرهاي ديني ، به خصوص مساجد اسلامي در يك امر مشتركند و آن جنبة سمبوليك آنهاست ، زيرا در همة اين هنرها ، جهان سايه اي از حقيقت و مرتبتي متعالي از آن است . از اينجا در هنرها هرگز قيد به طبيعت كه در مرتبة سايه است وجود ندارد . به همين جهت هر سمبولي، حقيتي است ماوراء اين جهان پيدا ميكند . سمبول ها اينجا در مقام ديداري است كه از مرتبة‌خويش نزول كرده است تا بيان معاني متعالي كند . اين معاني جز با اين سمبول ها و تشبيهات به بيان نمي آيند ، هم چنان كه قرآن و ديگر كتب ديني براي بيان حقايق معنوي ، به زبان رمز و اشاره سخن مي گويند .»

 در معماري مساجد نيز ، نقوش گچبري‌ها، آجر كاري ها و كاشيكاري ها بر مبناي معناي سمبوليك هريك از آنها و حس پويايي زيباپسندي مذهبي مردمان انتخاب مي شوند . ختايي ها ، اسليمي ها و ديگر نقوش كاشيكاري كه با رنگ هاي ملايم و تضادهاي دلنشين كنار هم در لابلاي هم ميخزند ، چشم را به منحني هاي بيكران به هم بافته شان به مسيرهاي بي انتهاي مأمني نامعلوم و بهشتي گم شده سوق مي دهند .

 بيشترين قسمت سطوح كاشيكاري به رنگ هاي سردي چون زنگاري ها ، فيروزه اي‌ها و لاجوردي ها تعلق دارد . لاجوردي ها و رنگ هاي آبي خام ، عمق دارند كه آدمي را به بي نهايت و به جهاني خيالي و  دست نيافتني مي برند . آبي گستردگي و وسعت آسمان صاف را به ياد مي آورد . نشانة‌صلح است و بهجهت و فرحناكي و رنگ هاي بي گناهي ، نور آبي، كساني را كه بيقرارند ، آرام مي كند . آبي همواره متوجه درون است و جنبه هاي گوناگون روح آدمي را نشان مي دهد ، در فكر و روح او داخل مي شود و با روان او پيوند مي خورد . آبي معني ايمان مي دهد و اشاره اي است به فضايي لايتناهي و روح .براي مردم مشرق زمين ، آبي سمبل جاودانگي است . وقتي به تاريكي تيرگي ميگرايد ، معني و هم ، بيم و غم و اندوه يا مرگ و فنا به خود مي گيرد . مردمان آيين پرداز باستان ، به قداست فيروزه اي معتقد بودند . به زعم آنها ، فيروزه سوي چشم را زياد مي كرد . رنگ رويش و تعالي بود ، نازايي و بي باري را از بين مي برد ، عزت و سلامت نفس مي آورد ، و نقشي داشت در چيرگي نور بر ظلمت

 لاجورد رنگ عالم مثال است ، حكمت عالية عالم علوي است . تماشاي اين رنگ ، تماشاي وسعت دورن است ، رسيدن به شعور رازناك و شهود متعالي است . آبي لاجورد، هسته تمثيل مراقبه ومشاهده است .بيانگر بيكرانگي آسمان آرام وتفكر برانگيز سحرگاهان صاف و صيمي است .

در زمينة كاشيكاري ، اين رنگ به نهايت گويايي مي رسد و همچون سينة‌فراخ لاجور دين سپهر ، تماميت فضاي ميان نقش ها را مي آكند و نقوش زير زرد و نارنجي در ميانة آن ، بسان ستارگاني در آسمان بيكرانة شب هنگام ، مي درخشند و به هم پيوستن اين ستارگان روشن به طريق مسيرها و خطوط باريك با رنگ هاي شاد و روشن ، جريان و تموج بي دريغ چشمة نوري است كه در چرخش ها و دوران هاي بي پايان ، همچون آوندهاي جاري درخت زندگي ، به برگ هاي منتزع و ختايي هاي رنگين مي رسند كه گونه هاي متنوع هركدام ، به منزلة ورق هاي سبز دفتر هستي است كه چشمه هاي سرزمين نگاه را به ضيافت سفرة‌قداست مي خواند .

اين نقش ها : كه اغلب از نقوش گياهي ، برگ ها و درختان پيچان نشأت گرفته اند – درخت تعالي گرا و روبندة زندگي را در باغ ها‌ي آرماني انسان ؛تداعي مي كنند . جريان و رويش اين درخت ، در خرامش خطوط سيال و نقش هاي گوناگون ، زايندة‌دنيايي از رموز و اسرار عميق سر به مهري است كه در شاخه هاي بي شمار و سياليت امواج روان ، گسترش يافته و گوشه هاي فراموش شدة‌خاطر آدمي را با خامة‌خيال مشحوان از تصاوير پاك و رنگ هاي زيبا مي سازد .

گل ها ، برگ ها و رياحين تجريد شده ، هركدام رايحه اي پنهاني در خود دارند . رايحة آن بهشت ازلي ، آن آرمانشهر زيبا و باغ هاي موعود فرحبخش خيال آدمي . عطر بهشت عدم و باغ رضوان و عطر سايه سار گل ها و درختان خم شده ونقش بسته بر چشمة كوثر . اين گل ها ، برگ ها و درختان كه در فرش ها و نگارگري ايران نيز به چشم مي خورد ، بيانگر دنياي مثالي ، و تمثيلي از فرودس برين و مأمني براي جديد اشتياق و تعلق خاطر آدمي و تداعي ذهني لذتبخش و ي به نيستان ازلي گم كردة‌اوست .

در اغلب اين نقوش ، نوشتة‌نقش كارساز و مهمي ايفا مي كند . خطوط نسخ و كوفي به سياليت آب زلال و به نرمي نسيم سحرگاهي ، در لابلاي نقوش ، يا روي آنها مي لغزند و آيات و نور و اشارات قداست را بر آنها مي نگارند . در اكثر اين گونه موارد ، خط نسخ سفيد رنگ روي نقش ها ونوشته هاي ديگر و در پردة نزديك ، به چشم مي خورد . بعد از آن خط كوفي بنايي كه اغلب به رنگ طلايي است ،سپس نقوش درشت و روشن كه با زمينة تضاد چشمگيري برقرار مي سازد و آخر سرنقوش كوچك كه با تضاد كم و به حالت محور و نامشخص ، سطوح كوچك زمينه را مي پوشانند و گهگاه حتي به چشم نمي آيند و بدين ترتيب در اين نوع كاشيكاري ، كلام و نقوش پرده پرده به عرصة‌عيان و منظر چشم مي رسند و به تعبير امروز ، در چندين پلان در وادي هم قرار مي گيرند و اين عمل باعث توجه بيشتر نگاه و تفكر بيشتر تماشاگر در اعجاب كار هنرمنداني مي شود كه نفس نفس زندگي شان شيفتة كلام الهي و اثرشان نمونة‌مجسم خلاقيت و آفرينش به عاريت گرفته شده از منبع فياض خالق مطلق است در چنين عرصه‌اي ، هر عاملي كه به كار گرفته مي شود و هر فني كه ماية‌زايش و آفرينش اثري است ، نشان از جهان علوي دارد و هر نقش و رنگ ، در مقام نماد و سمبل ، بيانگر چيزي از همان عالم است وهنرمند در اين فرآيند ، در مقام انساني است كه به صورت ، ديدار و حقيقت اشياء در وراي عوارض و ظواهر مي پردازد . اوصنعتگري است كه هم عابد است .و هم زائر ، و وجودي كه بااثر اين هنرمند ابداع مي شود ، نه آن وجود طاغوتي كه هنر اساطيري و خدايان ميتولوژي است و نه حتي خداي قهر و سخط يهوديان ، يعني « يهوده » بلكه وجود مطلق و متعالي حق عز و شأنه و اسماء ا... الحسني است كه با اين هنر ، به ظهور مي رسد . و براي اين است كه به صورت خيالي هنر اسلامي متكفل محاكات و ابداع نور جمال ازبي حق تعالي است ، نوري كه جهان در آن آشكار مي شود و حسن جمال او را چون آينه جلوه مي دهد . در حقيقت بود اين جهاني ، رجوع به آن حسن و جمال علوي دارد و عالم فاني در حد ذات خويش نمودي ، و خيالي بيش نيست .

در واقع ، هنرمند معتقد ، مجاز را واسطة حقيقت مي بيند و فاني را مظهر باقي ، به عبارتي ، او هرگز به جهاني فاني توجهي ندارد ، بلكه نقش رخ محبوب  است كه اين جهان را برايش خوش مي آرايد . و نشان اوست كه در قدم به قدم حركت دستش و هر گوشه گوشة اثرش به عناوين و جلوه هاي گوناگون به ظهور مي رسد . پس و با رخ حق و جلوة رخ حق ، در مجالي و مظاهر اعيان ثابته – كه عكس تابش حق اند و ديدار وجه الهي – سروكار پيدا ميكند .صورت خيالي در اين مرتبه براي هنرمد مشاهده و مكاشفة شاهد غيبي و واسطة حضور و تقرب به اسم اعظم الهي و انس به حق تعاي است و بدين اعتبار او ، «‌لسان الغيب » و «ترجمان اسرار »‌الهي مي شود و قطع تعلق از ماسوي ا... پيدا مي كند و به مقام و منزل حقيقي يعني توحيد كه مقام و منزل محمود انساني است سير ميكند .

هنرمند در اين مسير ، در ختايي ها ، اسليمي ها و خطوط دوار و حتي در نقوش منتظم كه نماد تحكم و ريتم مستقرند و در سطوح رنگارنگ كاشي ، تذهيب و حتي نقاشي – كه به نحوي مانع حضور و قرب به جهت جاذبه خاص است . نمايش عالم ملكوت و مثال را ، كه عاري از خصوصيات زمان و مكان و فضاي طبيعي است ، ميبيند. در اين نمايش كوششي براي تجسم بعد سوم و خطاهاي ديد انساني نيست . تكرار مضامين و صورت ها ، همان رفتن به اصل است .

هنرمند در اين مضامين از الگويي ازلي ، نه از صور محسوس بهره مي جويد ، به نحوي كه گويا صور خيالي او به صور مثالي عالم ملكوت مي پيوندد.

هنرمند مسلمان از كثريت مي گذرد تا به وحدت نايل  آيد انتخاب نقوش هندسي و اسليمي و ختايي و كم ترين استفاده از نقوش انساني و وحدت در كثرت و كثرت در وحدت را نمايش ميدهد ، همراه با نقوش اسيلمي كه نقش ظاهري گياهي دارند ، آن قدر از طبيعت دور مي شوند كه ثبات را در تغيير نشان مي دهند وفضاي معنوي خاصي را ابداع مي كنند كه رجوع به عالم توحيد دارد .

تفكر توحيدي چون ديگر تفكرهاي ديني و اساطيري ، در معماري مساجد تجلي تام و تمام پيدا مي كند .معماري مساجد و تزيينات آن در گنبد و مناره ها، موزائيك و كتيبه ها و نقوش مقرنس كاري ، فضايي را ابداع مي كند . كه آدمي را به روحانيت فضايي ملكوتي پيوند مي دهد بهره گيري از تاق هاي ضربي و گنبدها چون نشانه اي از آسمان و انحناها و فضاهاي چند سطحي ، و اين گونه تشبيهات و اشارات در هنر اسلامي ، عالمي پر از راز و رمز را ايجاد مي كند كه با همة صور و عوالم مأنوس در جهان مادي ، متفاوت و متابين است .

طراحان ومعماران مساجد در دورة اسلامي ، سعي مي كنند تا همة اجزاي بنا را به صورت مظاهري از آيه هاي حق تعالي ابداع كنند، خصوصاًدر ايران كه اين امر به حد اعلاي خويش مي رسد . هنرمندان ابنية دوران اسلامي در ايران ، در نقشه ساختماني و نحؤه آجر چيني و نقوشي كه به صورت كاشي كاري گچي بري و آينه كاري و... كار شده است ، توحيد و مراتب تقرب به حق را به نمايش مي گذارند و بنا را چون مجموعه اي متحد و ظرفي مطابق با تفكر عميق اعتقادي جلوه گر مي سازند .

هنرمندان و طراحان در مساجد ، چون ديگر معماري هاي اسلامي ، به تضاد ميان فضاي داخل و خارج و حفظ مراتب ،‌توجه ميكنند . هنگامي كه انسان وارد بنا مي شود . ميان درون و برون تفاوتي آشكار مشاهده مي كند . اين حالت در مساجد به كمال خويش مي رسد ، به اين معني كه با گشت ميان داخل و خارج ، سير ميان وحدت و كثرت ، و خلوت و جلوت مي كند هر فضاي داخلي خلوتگاه و محل توجه به باطن ، و هر فضاي خارجي جلوتگاه ومكان توجه به ظاهر مي شود . يا به عبارتي ديگر ، فضاء اجرا و نقوش بنا در بيرون ، ميدان مشاهده و سير در اشارات و در درون تفكر و مكاشفه در عالم درون است . بنابراين ، نمايش معماري در عالم اسلام به خصوص در معماري مساجد نمي خواهد همة اموررا در صرف ظاهر به تماميت رساند و از سير و سلوك در باطن چشم پوشي كند و به همين اعتبار ، هنر و هنرمندي به معني عام د رتمدن اسلامي عبادت و بندگي و سير سلوك از ظاهر به باطن است .

 در درون مسجد ، بر خلاف بيرون كه كاشيكاري بيشتر با آجركاري عجين شده است ، نقوش كاشي با نقوش گچبري همراه مي شود حتي در بسياري از مساجد ، فضاي داخلي عاري از كاشيكاري و سطوح رنگي بوده و همة قسمت ها با گچبري و مقرنس ها و مضرس هاي سفيد پوشانده شده اند ، كه هم چنان كه اشاره شد – تضاد چشمگيري را با فضاي پر نقش و رنگ بيرون برقرار سازد و اين موضوع به فضاي داخلي مسجد ، آرامش و قداست خاصي مي بخشد . كه اين قداست به نسبت زياد‌، از رنگ سفيد فضا و  از بي رنگي و بي نقشي سطوح داخلي نشأت مي گيرد ، چرا كه رنگ سفيد ، به خصوص وقتي با نوعي خلوت ، تفكر و سكوت همراه باشد ، الهامگر نوعي بزرگي پاك و انديشه بالندگي است .

 

 

 

فایل ورد 42 ص


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 6,500 تومان

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
fileaa_2018772_6224.zip1.1 MB





دسته بندی محصولات فروشگاه

آخرین محصولات فروشگاه

محبوبترین محصولات

filesell filesell